معنی سیاط
7 بازدید
(ع اِ) شاخه های گندنا که بر آنها زمالیق وی باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جِ سوط، به معنی تازیانه. (منتهی الارب) (آنندراج).(اِخ) رجوع به عبداللََّه بن وهب و اعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «سیاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر