معنی سیاسر
6 بازدید
[ سیا سَ ] (اِ مرکب) قلم تراشیدهٔ نویسندگی. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سیاه سر. || سار است و آن پرنده ای باشد معروف. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیاسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر