معنی سیادت
7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) سیادة. رجوع به سیادة شود. || (اِمص) بزرگی. سرداری. (غیاث). مهتری : مهتران... قصد زیردستان از مذهب سیادت محظور شناسد. (کلیله و دمنه). معرفت قوانین سیادت و سیاست در جهانداری اصلی معتبر است. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «سیادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر