معنی سی
6 بازدید
(عدد، ص، اِ) پازند «سی» از پهلوی «سیه»، پارسی باستان «ثریثة»، اوستا «ثریست»، سانسکریت «تریچت»«هوبشمان ص ۷۶۰»، کردی عاریتی و دخیل «سی»، افغانی «درش»، گیلکی و تهرانی «سی» سه بار ده، ده بعلاوهٔ بیست. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). عددی است معلوم. (برهان). عددی است معروف که سه ده باشد. (آنندراج): پس این داستان کش بگفت از خیال ابر سیصد و سی و سه بود سال.ابوشکور. ز مصری و چینی و از پارسی همی رفت با او شتر وارسی.فردوسی.[ سَ ] (اِ) سنگ را گویند و به عربی حجر خوانند. (آنندراج) (برهان) (جهانگیری).[ سی ی ] (ع ص، اِ) مثل. مانند. || جای هموار و برابر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر