معنی سگکی
5 بازدید
[ سَ گَ ] (ص نسبی، اِ) داو کشتی که هر دو دست هردو حریف در کار نباشد و پاها را هردو حریف باهم بند کرده هریکی بسوی خود کشند مثل بند شدن سگ با ماده. (از غیاث). نام فنی از کشتی و آن دو قسم است یکی سگکی واژونه که دستهای حریف در کار نباشد و پاها باهم بند کرده یکدیگر را بکشند و بند کنند و زور کنند. دوم سگکی روبرو که دستها و پاها باهم بند کنند مثل بند شدن دو سگ. (آنندراج): غیر برگشت فغان از سگکی وارونه فیل زور است مبارک بود این میمونه. میرنجات (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سگکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر