معنی سگکشی
6 بازدید
[ سَ کُ ] (حامص مرکب) کشتنی است مثل کشتن سگ که آن را مؤاخذه نیست. (آنندراج): نشنیدی و وقت سگ کشی میگویی انگار که گربهٔ سیاهی کشتی. یحیی کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سگکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر