معنی سگکش
6 بازدید
[ سَ کُ ] (اِ مرکب) رستنی باشد که بیشتر در آبهای ایستاده روید و برگ آن ببرگ بید مانند است و ساق آن سرخ و گره دار میشود و آن را بتازی فلفل الماء و زنجبیل الکلاب خوانند و چون تر باشد با تخم آن بکوبند و بر کلف طلا کنند نافع بود. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سگکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر