معنی سگفعل
6 بازدید
[ سَ فِ ] (ص مرکب) آنکه خوی او چون سگان باشد: باد آتش شمشیرت داغ دل سگ فعلان بس داغ سگان کرده ست سگدار تو عالم را. خاقانی.
کلمات همقافیه با «سگفعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر