معنی سگستان
7 بازدید
[ سِ گِ ] (اِ مرکب) میوه ای شبیه به آلو. (ناظم الاطباء). نام میوه ای است که به مقدار آلو شود و در درون او شیرهٔ لزج بیمزه باشد و آن را در دواها بکار برند و سپستان نیز گویند. (جهانگیری). رجوع به سپستان شود.[ سَ گِ ] (اِخ) پهلوی «سگستان» شهرستانهای ایرانشهر مرکب از «سکا» (نام قومی باستانی +ستان پسوند مکان) در زبانهای باستانی تیرهٔ انبوهی از آریاییان میانهٔ ایران و اروپا سکونت داشته اند و همیشه بتاخت و تاراج و کشتار می پرداخته اند نام این قوم در کتیبه بهستان (بیستون) «سکا» یاد شده و یونانیان این مردم را «اسکیث» می نامیدند و همین نام است که در زبان فرانسوی «سیت» خوانده میشود. (مقالات کسروی ج ۱ ص ۱۷۹ -۱۸۰). مقارن سلطنت فرهاد دوم اشکانی (۱۳۶ -۱۲۸ ق.م.) و اردوان دوم (۱۲۷ -۱۲۴ ق.م.) بر اثر هجوم «یوشه چیان» (طایفه ای از مغول) بممالک متمدن، مردم اطراف سیحون و حتی جیحون از ساکن خود کنده شدند و درصدد اراضی تازه برآمدند از جمله «سکه ها» دولت یونانی باختر (بلخ) را منقرض کردند و بطرف جنوب راندند. سکه ها در زرنگ (درنجیانا) یونانیان مستقر شدند و از این زمان زرنگ با نام سگستان ( سجستان، سکزستان، سیستان) معروف شد و نسبت بدان سگزی و معرب آن سجزی است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). زابلستان است که سیستان باشد معرب آن سجستان بود. (آنندراج) (برهان).
کلمات همقافیه با «سگستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر