معنی سگدلی
5 بازدید
[ سَ دِ ] (حامص مرکب) سخت دلی. بددلی : با همه سگدلی شکار منند گوسفندان کشت زار منند.نظامی. || سگی. درندگی : گر سگی خود بود مرقع پوش سگدلی را کجا کند فرموش.نظامی.
کلمات همقافیه با «سگدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر