معنی سگبان

معنی سگبان

6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) مستحفظ و نگاهبان سگ. (ناظم الاطباء). کَلاّب. (دهار): تو از نژاد و تخمهٔ سگبان قیصری من از نژاد سلمان یار پیمبرم.سوزنی. دل کدامین سگ بود جایی که صدجان بلکه بیش در رکاب کمترین شاگرد سگبان میرود. انوری. دارم اخلاص و یقین کام پرستی نکنم کان دو شیرند که سگبان شدنم نگذارند. خاقانی. سلطان برنایی مگر بهر سواری شد بدر تا کی پیاده بر اثر پویم که سگبان نیستم. خاقانی. بسا تابه که ماند از تیرگی سرد بسا سکبا که سگبان پخت و سگ خورد. نظامی. دین سره نقدی است بشیطان مده یارهٔ فغفور بسگبان مده.نظامی.
[ سَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان رودقات بخش مرکزی شهرستان مرند، دارای ۶۱۱ تن سکنه و آب آن از چشمه و قنات است. محصول آن غلات، زردآلو، بادام و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). ایستگاهی است میان صوفیان و یام خط تبریز جلفا واقع در ۴۶هزارگزی تبریز از اینجا میگذرد.

کلمات هم‌قافیه با «سگبان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید