معنی سکوره
5 بازدید
[ سُ رَ / رِ ] (اِ) سکره که کاسهٔ گلی باشد. (برهان) (آنندراج). سکرجه. (مهذب الاسماء). پیمانهٔ سفالین : ز کعبتین شب و روز در سکورهٔ چرخ چو تاج نرگس نقش مقاصدش شش بار. کمال الدین اسماعیل (از جهانگیری). ز نیش کلک تو گشته نیوش مالامال سکوره های معانی چو خرهٔ زنبور. نجیب الدین جرفادقانی. سکوره ای است ز پیروزه گر قیاس کنی بخوان همت او صحن گنبد خضرا. رضی الدین باباقزوینی.
کلمات همقافیه با «سکوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر