معنی سکهزن
6 بازدید
[ سِ کْ کَ / کِ زَ ] (نف مرکب) ضرابی و کسی که پول رایج را سکه میکند. سکه زننده. ضراب. (ناظم الاطباء): من سکه زنم بقالبی خوب او نیز زند ولیک مقلوب.نظامی. مشارالیه باید که متوجه باشد که ضرابهای سکه زن بدستور مقرر در اشرفی و عباسی سکه کاری نمایند. (تذکرة الملوک چ ۲ ص ۳۳).
کلمات همقافیه با «سکهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر