معنی سکع
5 بازدید
[ سَ / سَ کْ کَ ] (ع مص) رفتن که نمیداند کجا خواهد رفتن. || سرگشته گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج).[ سَ ] (ع مص) مسکن گرفتن زمینی را. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سَ کِ ] (ع ص) مرد غریب و دور از جای خود. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سُ کَ ] (ع ص) سرگشته و حیران. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سکع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کع» برای سرودن شعر