معنی واژه سکرة
6 بازدید
[ سَ رَ ] (ع اِمص) ضلالت و گمراهی. (آنندراج) (منتهی الارب). مستی. (آنندراج). || شدت موت و غشی آن است. (آنندراج). فیخه. ثقوة. فواق. (زمخشری). سختی مرگ. (دهار). سختی و سرگردانی و مشقت و منه سکرة الموت. ج، سکرات. (مهذب الاسماء). سکرة الموت. شدت موت و غشی آن است. (منتهی الارب). - سکرة الهم؛ شدت غم. (منتهی الارب).[ سَ کَ رَ ] (ع ص) دانهٔ تلخ که با گندم آمیزد. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سَ کِ رَ ] (ع ص) مؤنث سَکِر. (منتهی الارب).