معنی واژه سکران
5 بازدید
[ سَ ] (ع ص) مست. (دهار) (ترجمان القرآن) (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (آنندراج): مقعد صدقی نه ایوان دروغ بادهٔ خاصی نه سکرانی ز دوغ.مولوی. - سکران طافح؛ پر از شراب. (مهذب الاسماء). - سکران ملطخ؛ شوریده عقل. (مهذب الاسماء).[ سُ ] (اِخ) شیخ سکران که در چهار فرسخی بغداد مدفون و دیهی بنام وی منسوب است. (از نزهةالقلوب ص ۳۶ و تاریخ گزیده ص ۷۹۱).