معنی سکالش
13 بازدید
[ سِ لِ ] (اِمص) فکر و اندیشه. (برهان) (انجمن آرا): ای مج کنون تو شعر من از برکن و بخوان از من دل و سکالش از توتن و روان. رودکی (از سعید نفیسی ص ۱۰۲۲). سکالش چنان شد دو کوشنده را که ریزند صفرای جوشنده را.نظامی. || متفکر و اندیشه مند بودن. || خواستن. || کارسازی کردن. (برهان). رجوع به سگال و سگالش شود.
کلمات همقافیه با «سکالش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لش» برای سرودن شعر