معنی سچک
6 بازدید
[ سَ چُ ] (اِ) برجستن گلو باشد، و آن را بعربی فواق میگویند. جهندگی سینه که بهندش هیچکی نامند. (آنندراج) (برهان، لغات متفرقهٔ پایان کتاب). جهیدگی سینه، و آن را سکیله و شجک نیز گویند و بتازیش فواق و به هند هچکی نامند. (شرفنامه). || نان خورش که از شیر و ماست و شبت سازند و آن را دوراغ نیز گویند. (برهان، لغات متفرقهٔ پایان کتاب). آن شیر که بر دوغ دوشند. (آنندراج) (شرفنامه). رجوع به سجک شود.
کلمات همقافیه با «سچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر