معنی سپید افتادن
7 بازدید
[ سَ / سِ اُ دَ ] (مص مرکب) سپید افتادن کوکب؛ مسعود شدن بخت. (آنندراج): کوکبم از قهر روزیها سفید افتاده است میکند تسخیر دل اشکم رشید افتاده است. میرزا رضی دانش (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سپید افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر