معنی سپیدگوی
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) ساکت و بی حرف. (ناظم الاطباء). || بی پرده گوی. رجوع به سپیدگویی شود.
کلمات همقافیه با «سپیدگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر