معنی سپیدچشمی
6 بازدید
[ سَ / سِ چَ / چِ ] (حامص مرکب) زشتی. بیحیایی و سماجت. (آنندراج): علاج حرص قلمزن برشوه نتوان کرد سپیدچشمی نرگس به توتیا نرود. محسن تأثیر (از آنندراج). و رجوع به سفیدچشم و سفیدچشمی شود.
کلمات همقافیه با «سپیدچشمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر