معنی سپیدپوش
5 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) آنکه جامهٔ سپید پوشد: سپید پوشان؛ سپید جامگان. مبیضه. پیروان ابن مقنع : وامروز نیستند پشیمان ز فعل بد فعل بد از پدر بتو مانده ست منتسب چون بشنوی که مکه گرفته ست فاطمی بر دلْت ذل ببارد و بر تنْت تاب و تب اَرجو که زود سخت بفوجی سپیدپوش کینه کشد خدای ز فوجی سیه سلب. ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانهٔ طهران ص ۴۳). رجوع به سپیدجامگان شود.
کلمات همقافیه با «سپیدپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر