معنی سپیده کردن
7 بازدید
[ سَ / سِ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) سپیده بر روی مالیدن : گفتم که سپیده کرده ای بهر کسی. عمربن مسعود. و رجوع به سپیده شود.
کلمات همقافیه با «سپیده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر