معنی سپیدنامه
10 بازدید
[ سَ / سِ مَ / مِ ] (ص مرکب) کنایه از مردم صالح و پرهیزکار و درستکار. (برهان) (آنندراج). صالح درستکار چنانکه سیه نامه فاسق و بدکار. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «سپیدنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر