معنی سپیدمهره

معنی سپیدمهره

5 بازدید
[ سَ / سِ مُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) از ذوات النفخ. نوعی بوق. شیپور. خرنای [ کرنای ]، هنگام رزم زنندش : نفخوا فی الحلزون الملتوی الذی یسمونه شنگ و بالفارسیه سپیدمهره است که آن را چون بوق بزنند و آن را سنبک خوانند. (حدود العالم ص ۶۵). بدان مقام رسانش که رای بر در او سپیدمهره زند بر نوای رویین نای.فرخی. و از آداب و عادات ملوک آن است که بار دادن و برنشستن را وقتی معین کرده و با اعلام لشکر و رعیت برنشیند و سپیدمهره ای این کار را نهاده اند در شهرهای بزرگ و لشکرگاههای فراخ. (عقدالعلی). پیش سپیدمهرهٔ قدرش زبون تر است از بانگ پشّه دبدبهٔ کوس سنجری.خاقانی. رعد سپیدمهرهٔ شاه فلک غلام بر بوقبیس لرزهٔ آوا برافکند.خاقانی. زمانه از پی آن زد سپیدمهرهٔ رعد که گل ز تخت چمن لاف ملک دارا زد. شمس طبسی. سپیدمهرهٔ صیتش چنان دمید جهان که رخنه خواست شد این سبز حقه زآوازش. (از تاج المآثر). و آواز سپیدمهره و دم نای رویین به عیوق برآمد. (از تاج المآثر). و رجوع به سفیدمهره شود.

کلمات هم‌قافیه با «سپیدمهره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید