معنی سپیددار
10 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) درختی است بسیار خوش قد و قامت و خوش برگ و از جملهٔ هفت بید است و میوه و ثمر ندارد و گویند میان این درخت و نخل خرما مخالفت است و در یک مکان سبز نشوند. (برهان) (آنندراج). رجوع به سپیدار و اسپیدار شود.
کلمات همقافیه با «سپیددار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر