معنی سپیدجامه
5 بازدید
[ سَ / سِ مَ / مِ ] (ص مرکب) آنکه جامهٔ سپید پوشد. سفیدپوش : طاعت ماست در گنه کز پی نام درخورد روی سپیدجامه را داغ سیاه گازری. خاقانی. مرد خداپرست که تقوی طلب کند خواهی سپیدجامه و خواهی سیاه باش.؟
کلمات همقافیه با «سپیدجامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر