معنی سپیدبا
5 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) (از: سفید +با، آش) پهلوی سپت پاک. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). آش ماست که ماست با باشد چه با بمعنی آش است. (برهان). بمعنی آش است و سپید برای آن گویند که مانند آشهای دیگر چیزی ترش یا شیرین در آن نیست و آن را شوربا نیز گویند. معرب آن سفیدباج است. (آنندراج): گوشت قنبره غذای محمود دارد و قولنج را سود کند چون سپیدبا کنند بزیت و شبت... (الابنیه عن حقایق الادویه). اسفیدباج دفع مضرت [ شراب ] سپید و [ تنک ] با سپیدباها و توابل و تباههٔ خشک کنند. (نوروزنامه). دفع مضرت [ شرابی که به ترشی زند ] با سپیدباها و حرف و حلوا و شیرینی خورند تا زیان ندارد. (نوروزنامه).
کلمات همقافیه با «سپیدبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر