معنی سپیدآب
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) از قلع و سرب و روی و توتیا سازند بطریق احتراق و در امراض عین و جایهای دیگر بکار برند و اسپیداج معرب آن است. (انجمن آرا): اگر هشیار اگر سرمست بودی سپیدآبش چو گل بر دست بودی.نظامی. شرفنامه را تازه کردم نورد سپیدآب را ساختم لاجورد.نظامی.
کلمات همقافیه با «سپیدآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر