معنی سپوز
6 بازدید
[ سِ / سَ / سُ ] (نف مرخم)سپوزنده و خلاننده و درج کننده، و همیشه بطور ترکیب استعمال میشود (ناظم الاطباء): جان سپوز؛ حیات بخش : خورش دادشان اندکی جانسپوز بدان تا گذارند روزی بروز.فردوسی. - خشک سپوز: منم کلوک خرافشار کنگ خشک سپوز. سوزنی. - عمرسپوز.
کلمات همقافیه با «سپوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر