معنی سپهکشی
6 بازدید
[ سِ پَ هْ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل سپاه کش. سپاه کشی کردن : اقبال در این سپه کشی قائد توست در هر منزل پیک ظفر رائد توست. (از بدایع الازمان).
کلمات همقافیه با «سپهکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر