معنی سپهرم
7 بازدید
[ سِ پِ رَ ] (اِخ) نام یکی از پهلوانان توران است از خویشان افراسیاب که در جنگ دوازده رخ بر دست هجیربن گودرز کشته شد. (برهان) (شرفنامه) (آنندراج): سپهرم پس و بارمان پیش رو خبر شد بدیشان ز سالار نو.فردوسی. سپهرم بترمد شد و بارمان بکردار ناوک بجست از کمان.فردوسی. سپهرم بدو گفت آسان بدی وگر دل ز لشکر هراسان بدی.فردوسی. اندر عهد افراسیاب، پهلوان او پیران ویسه و... و سپهرم، واخواشت بودند. (مجمل التواریخ و القصص ص ۹۰).
کلمات همقافیه با «سپهرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر