معنی سپهرشناس
7 بازدید
[ سِ پِ شِ ] (نف مرکب) کنایه از منجم و کاهن. (آنندراج): شنیده ام من بسیار کس شنیدستند هم از سپهرشناس و هم از ستاره شمر. که گر کسی بفلک برشود ز روی زمین ستارگان همه او را شوند فرمان بر. میرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سپهرشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر