معنی سپهآرا
10 بازدید
[ سِ پَ هْ ] (نف مرکب) سپه آرای آرایندهٔ سپاه. فرماندهِ سپه. سپهسالار که سبب فر و شکوه لشکر بود: به تیغ آن سپه آرای نیست خواهد شد هر آن کسی که نماید بدین ملک عصیان. فرخی. دوست میر مؤید پسر ناصر دین عضد دولت یوسف سپه آرای عجم.فرخی. پیش هفتاد صفّ بدعت ور سپه آرای و مرد میدان است. سوزنی (دیوان چ شاه حسینی ص ۱۳۴).
کلمات همقافیه با «سپهآرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر