معنی سپندی
6 بازدید
[ سِ پَ ] (ص نسبی) آنکه سپند سوزد چشم بد را: ای سپندی منشین خیز سپند آر سپند تا ترا سازم از این چشم گرامی مجمر. فرخی (دیوان، عبدالرسولی ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «سپندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر