معنی سپل
7 بازدید
[ سَ پَ ] (اِ) سم شتر و ناخن فیل. (برهان). سم شتر و فیل و هر جانور ذوات الاخفاف. (آنندراج): فِرْسِن؛ سپل شتر. (منتهی الارب): زمانی بکردار مست اشتری مرا پشت بسپرد زیر سپل.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «سپل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پل» برای سرودن شعر