معنی سپسرو
5 بازدید
[ سِ پَ رَ / رُو ] (نف مرکب) پیرو و پس رو. (ناظم الاطباء). ذانب. دابر. (منتهی الارب). سفسیر. (صراح اللغة). || مرید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سپسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر