معنی سپستر
6 بازدید
[ سِ پَ تَ ] (ص تفضیلی، ق مرکب) پستر و عقب تر و دورتر. (ناظم الاطباء). کمی بعد. بعدتر: و آن داروهای تلخ است، بعضی گرم است و بعضی سرد و سپس تر یاد کرده آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و فرق میان ذات الجنب و ذات الکبد سپس تر یاد کرده آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). علاج قی در گفتار دهم که علاج معده است یاد آمده است و علاج اسهال سپس تر در جایگاهش یاد کرده آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «سپستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر