معنی سپزگی
5 بازدید
[ سِ پَ ] (حامص) غم و اندوه و رنج و درد. (ناظم الاطباء). رنج و سختی و مشقت. (جهانگیری): کی سپزگی کشیدمی ز رقیب گر بدی یار مهربان با من. حنظلهٔ بادغیسی (از جهانگیری). مصحف سپرگی. رجوع به سپرگی شود.
کلمات همقافیه با «سپزگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر