معنی سپریغ
6 بازدید
[ سَ / سُ ] (اِ) خوشهٔ انگور بسیاردانه و بعضی گفته اند خوشهٔ انگوری است که هنوز دانه های آن کوچک و ریزه باشد بمقدار ارزنی و هنوز سخت و درشت نشده باشد. خوشهٔ انگور درشت ناشده و نارسیده. (آنندراج). خوشهٔ غوره. (صحاح الفرس). خوشهٔ انگور که هنوز دانه ها سخت پیدا نشده باشند خردتر ارزن بود. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): دریغ فر جوانی و عز وای دریغ عزیم بود از این پیش همچنان سپریغ بناز باز همی پرورد ورا دهقان چو شد رسیده نیابد ز تیغ تیز دریغ.شهید. نیستم همچو تاک پشت دوتا از پی چند خوشهٔ سپریغ . شمسی فخری (از آنندراج). || خوشهٔ خرما و امثال آن که بر درخت باشد. (برهان). || راه. (برهان) (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سپریغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر