معنی سپرگی
6 بازدید
[ سِ پَ / سِ رَ ] (حامص) مصحف سپزگی. پهلوی «سپزگیه». (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). درد و رنج و محنت و سختی. (برهان) (آنندراج) (شرفنامه). این کلمه سپزگی هم آمده است و همه تصحیف خوانده اند. (رشیدی): کی سپرگی کشیدمی ز رقیب گر بدی یار مهربان با من. حنظلهٔ بادغیسی (از آنندراج). رجوع به سپزگی شود.
کلمات همقافیه با «سپرگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر