معنی سپرجی
5 بازدید
[ سِ پَ ] (حامص) خرمی. (لغت فرس اسدی): با ماه سمرقند کن آئین سپرجی رامشگر خوب آور با نغمهٔ چون قند. عمارهٔ مروزی (از لغت فرس اسدی). رجوع به سپرخی شود.
کلمات همقافیه با «سپرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر