معنی سپتاک
5 بازدید
[ سِ ] (اِ) سفیدآبی که زنان بر روی مالند و نقاشان و مصوران بدان کار کنند. (آنندراج) (برهان). سپیدآب. (رشیدی). سپیده. سفیداج. (شرفنامه). سپیتاک : ز عکس خون عدو و بیاض دولت تو برد رخ شفق و صبح سرخی و سپتاک. منصور شیرازی (از رشیدی). رجوع به سپیتاک شود.
کلمات همقافیه با «سپتاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر