معنی سپاکو
5 بازدید
[ سِ ] (اِخ) میترادات (مهرداد) (چوپان شاهی). زن چوپانی که که کورش کبیر به او سپرده شده بود که او را بکشد، ولی سپاکو به پای شوهر افتاد و تضرع کرد و مانع کشتن کورش گردید. رجوع به ایران باستان ص ۲۳۲ و ۲۳۳ و ۲۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «سپاکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر