معنی سپاناخ
6 بازدید
[ سِ ] (اِ) همان اسپاناخ است که تره ای است معروف. (رشیدی). اسفناج است و آن سبزی باشد که در آش و شله و پلاو کنند. (برهان) (آنندراج). نام ترهٔ پالک. (غیاث). اسبناج. اسفناج : من سپاناخ توام هر چِم پزی با ترش با یا که شیرین می سزی.مولوی. رجوع به اسپناج، اسفناج و سپاناج شود.
کلمات همقافیه با «سپاناخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر