معنی سپاس کردن
6 بازدید
[ سِ کَ دَ ] (مص مرکب) شکر کردن : یقین سپاس کنی مر حکیم باطن را که جز به حکمت ظاهر نیوفتد اظهار. ناصرخسرو. گر از من رخ نهان کردی سپاس حق کنون کردم سپاس زندگانی نیست بی تو بر سرم باری. خاقانی. دوم باب احسان نهادم اساس که مُنعم کند فضل حق را سپاس. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «سپاس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر