معنی سپارش
5 بازدید
[ سِ / سُ رِ ] (اِمص) کسی را به کسی سپردن برای اهتمام و تیمار وی. (بهار عجم). سپردن و در عرف سپردن کسی را به کسی برای اهتمام و تیمار وی. (آنندراج): اگر در مصاف یکی کشته آید نامش از جریدهٔ بندگان مسترید و فرزندش را نیکو دارید تا رغبت در سپارش جان زیادت شود. (راحة الصدور راوندی). طریق نیست سپارش به آسمان کردن که سایه بر سر سکان ربع مسکون دار. سلمان ساوجی (از بهار عجم). و بپدر خواجه و آن کسان سپارش نمود آن امر پدر خواجه را با آن کسان با اهل کاروان سپارش نمود که ایشان را تا نزدیک بخارا رسانید. (انیس الطالبین ص ۲۱۲).
کلمات همقافیه با «سپارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر