معنی سویداء
5 بازدید
[ سُ وَ ] (ع اِمصغر) سوداء. (بحر الجواهر). مصغر سوداء. (منتهی الارب). || میانهٔ دل. (بحر الجواهر). میان دل. (مهذب الاسماء) (دهار). دانهٔ دل. (دهار) (منتهی الارب). سویداءالقلب. دانهٔ دل. (ناظم الاطباء). رجوع به سودا و سویدا شود.
کلمات همقافیه با «سویداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر