معنی سوگیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) گریستن. ناله و زاری نمودن. (آنندراج). گریستن. نالیدن. زاریدن. زاری کردن. غمگین شدن. ناله کردن. || سرفیدن و سرفه کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوگیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر