معنی سوگند شکستن
6 بازدید
[ سَ / سُو گَ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) پیمان شکستن. نقض عهد کردن : در عهد تو ای نگار دلبند بس عهد که بشکنند و سوگند. سعدی (کلیات، ترجیعات چ مصفا ص ۸۲۹).
کلمات همقافیه با «سوگند شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر